العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
37
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
دعوتهاى شيطانى تسليم و مطيع باشد نفس اماره بسوء گويند كه انسان را به بدى و اعمال زشت فرمان ميدهد و خداوند از زبان يوسف خبر ميدهد كه گفته است و من هرگز خود را تبرئه نميكنم و مستقلا مدعى پاكى و طهارت نيستم چون نفس انسان شديدا بزشتىها فرمان ميدهد مگر اينكه خدا حفظ فرمايد ( سورهء يوسف 52 ) . و ميتوانيم بگوئيم نفس اماره همان نفس به معناى اول است . بنا بر اين نفس به معناى اول مطلقا و بطور كلى مذموم است و به معناى دوم نيك و پسنديده است چون به اين معنا نفس همان ذات و حقيقت انسانى است كه علم و معرفه به خدا و معلومات ديگر دارد و اما عقل او هم معانى زياد و مختلفى دارد و مناسب با اين بحث دو معنا است . 1 - مراد از عقل علم و دانش و پى بردن بحقائق باشد يعنى همان حالت فهم و درك مطالب ( معناى مصدرى ) كه محلش قلب است . 2 - گاهى منظور از عقل آن ذات و حقيقتى كه صفت درك و فهم قائم به او است يعنى قلب انسان و ذات و انسانيت او يعنى همان لطيفه ربانى و موجود عجيب مجهول الهويه كه افكار از درك حقيقت او عاجز و درمانده است . پس بنا بر اين مقدمات معانى اين الفاظ چهارگانه روشن شد 1 - قلب جسمانى و مركز خون 2 - روح حيوانى و بخارى 3 - نفس شهوانى مركز و مصدر خشم و شهوت 4 - عقل علمى و حالت پى بردن باشياء و اين معانى چهارگانه است كه آن الفاظ چهارگانه در مورد آنها استعمال مىشود و يك معناى پنجمى هم هست كه همان لطيفه ربانى و موجودى دانا و بينا و مدرك است كه اين الفاظ چهارگانه همگى از لحاظى بر او اطلاق و در آن معنا استعمال مىشود پس معناها پنج قسم است ولى الفاظ چهار لفظ است و هر لفظى هم داراى دو معنا شد . و اين اختلاف معانى از جهتى و اتحاد آنها از جهت ديگر ( از جهت معانى اوليه اين چهار لفظ با هم مختلفند و از جهت معانى دوم تمام اين چهار لفظ بر يك حقيقت اطلاق مىشود ) براى خيلى از علماء و دانشمندان روشن و واضح نشده و تصور ( شده كه اينها در تمام موارد هر يك داراى معناى جداگانهاى است با اينكه موردى هم هست كه همهء اين الفاظ در يك معنا استعمال مىشود ) مثلا در بارهء خاطرات و افكارى كه براى انسان پيدا مىشود ميگويند اين از خاطرات عقل است و فلان خاطره از خاطرات روح است و ديگرى از خاطرات نفس است و آن يك از خاطرات قلب است و بالنتيجه بينندهء اين مطالب متوجه اختلاف معانى نميشود البته هر موردى از قرآن و اخبار كه لفظ قلب به كار برده شده منظور همان معنائى است كه فهم و درك انسان و شناختن حقائق اشياء بستگى